18October2017

سازمان جوانان کمونیست

بخش امیر مشعلیان

بخش امیر مشعلیان (8)

علی یونسی، دستیار ارشد حسن روحانی در امور اقوام و اقلیت‌ها، با اعلام «کارهایی نظیر اسیدپاشی نمی‌تواند از یک ایرانی سربزند»،‌ گفت که اگر عامل این مسئله یک ایرانی باشد، مزدور سرویس‌های خارج از کشور است .

خب بعد از اعتراضات هماهنگ و گسترده در تمام ایران کم کم صدای سران حکومت شنیده می شود. با این اظهار نظر به راحتی می توان متوجه شد که نظام در پی معرفی یک یا تعدادی برای اسید پاشی های اخیر است. هر بار که صدای معترضین در جامعه بلند میشود، از طرف سران حکومت اسلامی اتهام های کلیشه ای و از پیش تعیین شده ای را بدون هیچ گونه پایه و اساسی  به افراد می زنند که یکی از این اتهام ها مزدور یا جاسوس دولتهای خارجی است. جالب آن است که این توهم زدگان سی و شش سال است که نشستند و دائم می گویند دشمن! دائم میگویند غرب در پی نابودی حکومتشان است و...

از کودکی به یاد می آورم هر از گاهی این بازی های همیشگی راه می افتاد و بعد از مدتی تعدادی را در صدا و سیمایشان ردیف می کردند و یک سری حرفهای ابلهانه ای بود که اجبارا از دهان این متهمین بیرون می آمد.

در جواب به یونسی باید صراحتا عرض کنم که سی و شش سال است که گوش ما مردم ایران از این حرف های پوچ امثال شما پر است و خیلی خوب می دانیم که این بار هم تعدادی قربانی را طبق روال گذشته تان زیر شکنجه های شکنجه گرتان مجبور به اعترافاتی خواهید کرد تا نشان دهید که اسید پاشی اخیر ربطی به این حکومتتان ندارد. ما عادت داریم که ذره ای ارزش برای حرف امثال شما قائل نباشیم اما باید بدانید که مردم میدانند تک تک این جنایات کار شماست و تمام این جنایات شما در حافظه تاریخی مان ثبت هستند و منتظر روزی هستیم که بخواهیم در دادگاه های مردمی و علنی جواب پس بدهید. برای آن روز لحظه شماری میکنم.

قلبش شکسته، صورتش سوخته، مستاسل است مستاسل! از اینکه آیا می تواند عادی زندگی کند؟ می تواند در آینه خودش را ببیند و لذت ببرد؟ از احساساتش لذت ببرد؟

تا الان پانزده تن از دختران اصفهانی قربانی اسید پاشی شده اند. به گفته مقامات دولتی انگیزه اسید پاشان شخصی بوده و آنها هیچ ارتباطی با نظام ندارند. اما کیست که باور کند؟ تاریخ این نظام ضد زن از روز اول بر همگان واضح و مبرهن است. از حجابی که به اجبار بر زنان در ایران کردند آنهم با پونز، اسید، رنگ، تعهد و....

اما حالا که نظام می بیند دیگر با پدیده بدحجابی طرف نیست و عملا با بی حجابی روبروست این بار با ترفندی وحشیانه به میدان آمده، با این جنایتی که آغاز کرده می خواهد ترس را به جان زنان ایران انداخته تا آنان را خانه نشین کند اما باز هم کور خوانده.

تجمع مردم اصفهان در جلوی درب دادگستری نشان داد که صدای زنان برابری خواه و مردان آزاده خاموش شدنی نیست. ما جوانان ایران که خسته و کلافه از نظام موجود و تبعیضات آن هستیم باید از این فرصت نهایت استفاده را ببریم و با اعتراضات سازماندهی شده و هماهنگ این موج براه افتاده را همبسته تر کنیم و برای آرزوی همیشگی مان که بر اندازی جمهوری اسلامی حرکت کنیم.

 

سی و شش سال می گذرد از انقلابی که با شعار های گوناگونش مردم به خیابان ها آمدند به امید داشتن رفاهی بالا و به امید داشتن زندگی ای بهتر اما روز به روز نه تنها وضع معیشتی مردمش بهتر نشد بلکه آرام آرام رو به سقوط رفته و امروز خبر میرسد که پروانه زنی از اهالی استان لرستان نوزادش را در توالت و زیر نور موبایل به دنیا می آورد. نظامی که رشد جمعیت را در دستور سیاست های اجرایی اش گذاشته حتی توان فراهم آوردن امکانات اولیه بهداشتی و درمانی را ندارد و پروانه باید نوزاد دخترش یعنی شیدا را بعد از به دنیا آوردن از کاسه توالت به بیرون بکشد. پروانه که به گفته خودش حتی پرستاران از سرم زدن به او خود داری میکردند و بعد از کلی اصرار سرم به او تزریق کردند. به راستی کی باید به خود بیاییم؟ تا کی باید در زیر بیرق این نظام زن ستیز، انسانها در اقصی نقاط ایران به دلیل وجود چنین شرایطی برای شهروندان عادی جامعه این چنین زایمان کنند و یا جان خود را از دست بدهند. بهداشت و درمان که از اساسی ترین و بنیادی ترین نیاز های جامعه انسانی است این چنین در زیر سلطه حکومت اسلامی نادیده گرفته می شود و تمام دغدغه مسئولانش چپاول و غارتگری و کمک مالی و نظامی به جریانات تروریست در منطقه است. کشوری که با دارا بودن منابع غنی زیر زمینی باید مردمش از سطح رفاهی و بهداشتی بالایی برخوردار باشد اما امثال شیدا های نازنین اینچنین به دنیا می آیند. به امید داشتن جامعه ای برابر و مرفه که در آن نبینیم مادران و پدران، نوزادان را یا از دست بدهند و یا اینچنین به دنیا آورند. به امید ریشه کن شدن این نظام سرطانی که از بدو پیدایشش جز خون و خون ریزی ما حصل دیگری نداشته. ما جوانان بیشتر تلاش و مبارزه میکنیم تا بتوانیم وضعیت موجود را تغییر دهیم.

امیررضا مشعلیان-

مصطفی پور محمدی  وزیر دادگستری گفته است: جدا کردن محل کار زنان و مردان بهره‌وری را بالا می‌برد.مصطفی پور محمدی که به وزیر مرگ در حکومت اسلامی معروف است از طرح تفکیک جنسیتی که روح الله حسینیان جمع آوری امضاهای این طرح را در مجلس انجام داده بود حمایت کرده است. اما باید دید این تفکیک جنسیتی که مقامات نظام اسلامی نسبت به آن حساسیت نشان می دهند به چه دلیل است. جامعه ایران همیشه سعی کرده تا خود را با معیارهای پیشرو و انسانی جهانی همسو کند اما از آنجایی که شالوده نظام حاکم بر اساس مذهب بنا شده بود و اساسا با مدرنیسم بیگانه است لذا هر گونه پوشش و یا انتخابی که با احکام اسلام تضاد داشت از سوی حاکمیت به شدت مورد برخورد قرار می گرفت و سرکوب می شود اما مخصوصا در ده سال گذشته رفته رفته جوانان که به شدت علاقه به زندگی مدرن دارند و از کهنه پرستی خسته اند سنگ مقابله را با حکومت گذاردند و یکی از انعکاسات آن پدیده ایست با عنوان ازدواج سفید یعنی رابطه بین دو پارتنر که بدون ضوابط قانونی یا مذهبی باهم زندگی میکنند.

نسل جوان ایران شروع به اجرایی کردن مفهوم برابری زن و مرد کرده است. طبیعی است که در چنین رابطه ای این مرد نیست که صرفا انتخاب کند و به خواستگاری برود و در صورت تایید شدن، زندگی مشترک- البته بعد از هزینه های سرسام آور و بیهوده- شروع شود. در این نوع رابطه نسبتا جدید، زنان می توانند پا پیش گذاشته و واهمه ای از ابزار علاقه به مرد یا زن مورد نظر خود کوچکترین شرمی نداشته باشند و از سویی دیگر بدون واهمه شروع به زندگی با یکدیگر کرده و از خصوصیات هم در ریز ترین موارد آشنا می شوند که اگر با هم به بن بست برسند بدون داشتن ریسک های بزرگ از هم جدا می شوند. آری این از اعتراض و مقابله جوانان برعلیه نظام تقدس گرایی است که ارزشهای این حکومت برایشان پوچ است و از هر طریقی سعی در دور زدن آن و اعتراض به آن را دارند. نظامی که همواره کوشیده تا با جدا کردن زنان از جامعه، فرهنگ مردسالارانه را در جامعه ترویج کند بار دیگر تیرش به سنگ خورده است.

من نیز در جواب به سران این نظام کهنه سالار می گویم هر گونه موضع گیری های شما فاسدان برای ما جوانان امروز ایران هیچ ارزشی نداشته و ما برای آرمان خود که همان آزادی، برابری، سکولاریسم و مدرنیسم است مبارزه میکنیم و برای سرنگونی شما و محاکمه شما روزشماری می کنیم.

امیررضا مشعلیان-

"بنا به گفته ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی هنجار شکنی فرهنگی باعث تهدید و تضعیف امنیت ملی شده است."

خب باید دید هنجار شکنی فرهنگی از دید آقایان چیست؟ چندی است موج اعتراضی علیه حجاب بسیار شدیدتر و گسترده تر از قبل در کشور به راه افتاده که لرزه بر اندام حکومت اسلامی انداخته. نظامی که خوب می داند زنان ایران هیچ اعتقادی به مصونیتی که از تریبون نظام مدام تکرار می شود ندارند و می خواهند همچون انسانی آزاد و برابر با دیگران در جامعه حضور داشته باشند البته این دیدگاه حجاب ریشه اش از مذهب و اینجا مشخصا دین اسلام می آید که در آن زن را برده جنسی می داند و از آن صرفا برای بر طرف کردن نیاز مردان یاد می کند و طبیعی است که زنان در قاموس جمهوری اسلامی از پایه ای ترین حقوق انسانی خود که همان آزادی در انتخاب پوشش است محروم اند. این موج اعتراضی در واقع اعتراض نه تنها به حجاب است بلکه زیر بار زور نرفتن است. جوانان امروز ایران که خسته از وضع موجود هستند شروع به مشتعل تر کردن جرقه های اعتراضی هستند که مجددا به آتشی عظیم تبدیل خواهد شد و ریشه نظام اسلامی در ایران را خواهد خشکاند.

در انتها لازم می دانم که صراحتا به مقامات جمهوری اسلامی بگویم که من جوانی هستم که در دوره حیات حکومت شما به دنیا آمده ام و در مدارس تحت نظارت و کنترل شما درس خوانده و بزرگ شده ام و با گوشت و پوست تاثیر نظام مذهبی را بر زندگی خود دیده ام باید گوشزد کنم که شما تحت هیچ شرایطی نمی توانید جلوی این جنبش را بگیرید چرا که توان مقابله با آن را دیگر ندارید ما جوانان امروز ایران پشیزی ارزش برای مقدسات شما قائل نیستیم و میخواهیم مثل هر جوان دیگر در دیگر نقاط جهان ازاد باشیم و این به معنای به چالش کشیدن هر روزه قوانین و فرهنگ شماست، ما کوتاه بیا نیستیم.

امیر مشعلیان-
ناصر مکارم شیرازی، از مراجع تقلید، برای 'جهاد' در عراق فتوا داد. او گفته است: "بنده با صراحت عرض مى‌كنم دفاع از تماميت عراق، مخصوصا عتبات عاليات بر همه علاقه‌مندان به اسلام و اهل‌بيت به عنوان جهاد فى سبيل‌الله واجب است و شهيدان اين راه به شهداى كربلا مى‌پيوندند."

سی و پنج سال است که اسلامی ها در ایران قدرت را در کشور بدست گرفته اند و با استناد به احکام مذهبی علاوه بر کشتن جوانان و فعالین سیاسی در زندانها و در شهرها در دهه شصت، و نیز تعداد زیادی را هم در جنگی هشت ساله به کشتن دادند، بعد از جنگ هم قتل های زنجیره ای را آغاز کرد و بعد از آن هم سرکوب سیستماتیک جوانان، دانشجویان، و زنان و کارگران در دستور کارشان بوده و آخرین نمونه های آن هم ندا و سهراب و ستار بهشتی ها هستند و در کنار همه اینها اعدامهای متناوب را هم باید در نظر گرفت. حالا هم سران حکومت فتوا میدهند برای جهاد در عراق آنهم برای تقدسات حکومت که  برای نسل جوان ایران پشیزی نمی ارزد و جوانان ایران از آن فراری اند. در جواب که اینها باید گفت ما جوانان ایران دیگر حاضر به جنگ دوباره برای حفظ دین شما و تقدساتتان نیستیم و هدف ما یک جامعه انسانی، شاد، مرفه، سکولار، مدرن و برابر برای همه مردم است که تنها با سرنگونی شما و رهایی ما از شر مذهب میسر است.

 

ما فعالین سازمان جوانان کمونیست در استکهلم در شانزدهم مه سمیناری برگزار کردیم در رابطه با وضعیت "ال جی بی تی" های ایران. این سمینار برای خود من نیز بسیار آموزنده بود به نحوی که با درد ها و دغدغه های زندگی این عزیزان با عمق بیشتری آشنا شدم. الان احساس می کنم که باید مصرانه تر و پیگیرتر نسبت به گذشته در مورد حقوق این عزیزان تلاش و مبارزه کرد. این مقوله به نظر من نیاز به بررسی بیشتر و تغییر قوانین و فرهنگ حاکم دارد، چرا که به نظر می رسد هنوز حتی در بعضی از بخشهای فضای ایرانیانی که در خارج از کشور زندگی می کنند درک درستی در برخورد با این انسانها ندارند و هنوز هستند عزیزانی که همجنسگرایی را غیرنرمال خطاب می کنند در صورتی که باید متوجه بود این پدیده به هیچ وجه غیر نرمال نیست و امری است که باید آنرا عادی دانست و برسمیت شناخت. وضعیت "ال جی بی تی" ها در ایران از صدقه سر نظام فاشیستی اسلامی بسیار اسفناک است نظام بی رحم و واپس گرای اسلامی طبق روال همیشگی خود که عادت به نقض حقوق جامعه دارد در این مورد نیز سکوت نکرده و و عملا اعتقاد به دو قطبی بودن دارد به این معنا که ترنس ها یا باید تن به عمل جراحی دهند یا از زندگی عادی اجتماعی محروم خواهند شد. به عبارتی بهتر ترور شخصیتی می شوند. اما جدا از طرز تفکر مسموم مذهبی و سنتی حاکم همانطور که پیشتر ذکر کردم خود ما مردم هم هنوز نیاز به بیشتر دانستن در رابطه با این موضوع داریم. ال.جی.بی.تی ها باید در جامعه آشکار باشند و بخاطر گرایش جنسی خود و یا خصوصیات جسمانی خود مورد تعرض و بیحرمتی و بی حقوقی قرار نگیرند و برای اینکار باید متحدانه دست در دست هم مبارزه کنیم.

 


از دیدگاه اسلام، محمد آخرین پیامبر و اسلام خاتم ادیان الهی است. خاتمیت به این معناست که اسلام در بر دارنده تمام آن مطالبی است که باید از طریق وحی برای انسان بیان شود قرآن دین اسلام را به عنوان خاتم ادیان الهی معرفی می‌کند.

حال روی ﺳﺨﻦ من با "ﺍﺳﻼﻡ" ﺍﺳﺖ ، همان اسلامی که شالوده و ﻧﻈﺎﻡ ﻓﮑﺮی ﻭ ﺳﻴﺎسی آن  ﺍﺯ ﺳﻪ ﻣﻨﺒﻊ اصلی ﺍﺳﺘﻨﺘﺎﺝ ﻭ ﺍستخراج می گردد: ﻗﺮﺁﻥ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ میﺷﻮﺩ، ﮐﻼﻡ ﻣﺎﻭﺭﺍﻟﻄﺒﻴﻌﻪ ﺍﺳﺖ، و اﺣاﺪﻳﺚ ﺑﻪ ﻣﺜﺎبه ﮐﻼﻡ "ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩه ﺧﺪﺍ" ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻭ ﺳﺒﮏ ﺯﻧﺪگی ﺍﻣﺎﻣﺎﻥ ﻭ ﺧﻠﻔﺎﻱ ﺍﺳﻼﻡ  ﻭ ﺟﺎﻧﺸﻴﻨﺎﻥ "ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ" است و رهنامای تکمیلی برای درست زندگی کردن است ﻧﺴﺒﺖ ﺩﺍﺩﻩ می شود.

محمد رهبر اسلامیون ﺑﺎ ﺑﮑﺎﺭﮔﻴﺮﻱ ﺳﻨﺖﻫﺎ ﻭ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﺧﻠﻖ ﻭ ﺧﻮی منطقه زیستیش و البته با آموزه هایی که از سفر به سرزمینهای دیگر بعنوان تاجر میرفت، ﺍﻳﻦ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﻭ ﺳﻨﺖﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻬﺎﺩﻳﻨﻪ ﮐﺮﺩ. ﺍﺳﻼﻡ برای تثیبت خود و گرفتن قدرت در جامعه ﺁﻣﻴﺨﺘﻪ ﺑﻪ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻣﻨﺎﺩﻳﺎﻥ ﺍﻭلیه ﺍﺳﻼﻡ ﻣﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺣﺮﺑﻪ ﺗﺮﻭﺭ ﻭ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻪ ﭘﻴﺶ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﻭ ﻧﻴﺎﺕ ﺧﻮﻳﺶ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﺗﺮﻭﺭ (ﻋﺼﻤﺎﺀ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﺮﻭﺍﻥ  ، ﺳﻴﺮﻩ ﺍﺑﻦ ﻫﺸﺎﻡ . ﺟﻠﺪ 2. ﺻﻔﺤﻪ 412) نمونه ای از این خشونت است.

ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻋﻘﻴﺪﻩ ﻋﺪﻩﺍﻱ ﺍﺯ ﻧﻈﺮﻳﻪﭘﺮﺩﺍﺯﺍﻥ اسلامی ﮐﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ادیان و در اینجا مشخصا ﺍﺳﻼﻡ ﺩﻳﻦ ﺻﻠﺢ ﻭ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺍﺳﺖ، باید گفت که اساس و شالوده ﺩﻳﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪ ﺟﻨﮓ ﻭ ﺧﻮﻧﺮﻳﺰﻱ ﺑﻨﺎ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺩﻳﻦ ﺩﺳﺖ ﭘﻴﺮﻭﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﻫﺪﺍﻓﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺑﮑﺎﺭﮔﻴﺮﻱ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺁﺯﺍﺩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﻧﻴﺰ دین ﺍﺳﻼﻡ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺭﺍ ﺗﻮﺟﻴﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﻻﺯﻡ میداند ، که در این مورد برای اثبات این ادعا می توان به سوره محمد آيه 4 اشاره نمود.


سوره محمد آيه 4 :‏ 
‏ فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنّاً بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاء حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِن لِّيَبْلُوَ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ ‏


ترجمه ایه 4 سوره محمد :
‏هنگامي كه با كافران ( در ميدان جنگ ) روبه‌رو مي‌شويد ، گردنهايشان را بزنيد ، و همچنان ادامه دهيد تا به اندازه كافي دشمن را ( با كشتن و زخمي‌كردن ) ضعيف و درهم مي‌كوبيد . در اين هنگام ( اسيران را ) محكم ببنديد ، بعدها يا بر آنان منّت مي‌گذاريد ( و بدون عوض آزادشان مي‌كنيد ) و يا ( در برابر آزادي از آنان ) فديه مي‌گيريد ( خواه با معاوضه اسراء و خواه با دريافت اموال . اين وضع همچنان ادامه خواهد داشت ) تا جنگ بارهاي سنگين خود را بر زمين مي‌نهد و نبرد پايان مي‌گيرد . برنامه اين است ، و اگر خدا مي‌خواست خودش ( از طريقهاي ديگري همچون طوفان و زلزله و سيل و غرق و به زمين فرو بردن ، و ساير بلايا و مصائب ، بدون جنگ شما ) از آنان انتقام مي‌گرفت . اما خدا خواسته است بعضي از شما را با بعضي ديگر بيازمايد ( و مؤمنان راستين را با جهاد با كافران امتحان نمايد ) . كساني كه در راه خدا كشته مي‌شوند ، خداوند هرگز كارهايشان را ناديده نمي‌گيرد و بي‌مزد نمي‌گذارد .‏

و این همان دین انسانی است که بسیاری با توجه به این شریعت، دیگران را همیشه به مثابه کافر و دشمن می نگرند و از هیچ گونه خون و خونریزی فروگذار نیستند و این موضوع حتی درون مذهبی نیز گردیده و کشتار شیعیان به دست تسنن و برعکس نیز به عینه همیشه گواه این حقیقت تلخ می باشد. در دین اسلام  ﻣﺴﻠﻤﺎنی عبارتست از ﮐﺸﺘﻦ ﻭ ﮐﺸﺘﻪﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻮﺟﻴﻪ، ﺑﻠﮑﻪ ﺗﺒﻠﻴﻎ میﮐﻨﻨﺪ، ﺗﻘﺪﺱ میﺑﺨﺸﻨﺪ ﻭ ﺣﺘﻲ ﭘﺮﺍتیکیزه میکنند.

در حقیقت ﺍﺳﻼﻡ ﺭﺍﺳﺘﻴﻦ ﻣﻨﺎﺩی ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺍﺳﺖ، ﺁﻧﻬﻢ ﺩﺭ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻭ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻭﺳﻴﻊ ﺁﻥ؛ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺑﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺩﻳﮕﺮ عقاید و حتی دیگر ﺍﺩﻳﺎﻥ، ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺑﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺟﻬﺎﻥ بینیهایﺩﻳﮕﺮ ، ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺑﺮ ﻋﻠﻴﻪ نیمی ﺍﺯ ﺑﺸﺮﻳﺖ، ﻳﻌﻨﻲ ﺯﻧﺎﻥ، ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺑﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺩﮔﺮﺍﻧﺪﻳﺸﺎﻥ، ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺑﺮﻋﻠﻴﻪ ﺣﺘﻲ ﺍﻗﻠﻴﺘﻬﺎ ﻭ ﺷﺎﺧﻪ ﻫﺎی ﻏﻴﺮﺣﺎﮐﻢ ﺩﺭﻭﻥ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﻼﻡ.

اگر ما بخواهیم گوشه چشمی به نوع نگرش اسلامی داشته باشیم بسیاری از ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ که مخالف سیاست های حاکمان اسلامی هستند در حقیقت همیشه از سوی حکومت نیز مورد خشونت قرار گرفته اند که به عنوان نمونه می توان به خط و مشی فکری این افراد بدین گونه اشار نمود ، که در حقیقت این افراد مسلمانان واقعی نیستند چرا که !؟ ﺗﺮﮎ ﺩﻳﻦ (ﺍﺭﺗﺪﺍﺩ) ﺭﺍ ﭼﻮﻥ ﺍﻣﺮﻱ طبیعی میﭘﺬﻳﺮﻧﺪ، ﺗﺴﺎﻭﻱ ﺣﻘﻮقی ﺯﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺷﻼ ﻕﺯنی، ﺳﻨﮕﺴﺎﺭ ﻭ ﻣﺠﺎﺯﺍﺗﻬﺎی ﻗﺮﻭﻥ ﻭﺳﻄﺎیی ﺭﺍ ﺭﺩ میﮐﻨﻨﺪ، مشکلی ﺑﺎ ﺗﺒﻠﻴﻎ نظرات دیگر در جامعه ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ، ﻣﻮﺍﻓﻖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﭘﻴﺮﻭﺍﻥ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﺎ افرادی غیرمسلمان ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﻮﻧﺪ ﺩﻳﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻨﺪ، ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﭼﻨﺪﻫﻤﺴﺮی ﺭﺍ شکلی ﺍﺯ ﺗﻮﺣﺶ میﺩﺍﻧﻨﺪ، ﻣﻮﺍﻓﻖ ﺑﺮﺍﺑﺮی ﻭ ﺣﻖ ﺣﻀﺎﻧﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻭ ﻏﻴﺮﻩ هستند.

در حقیقت اﺑﻌﺎﺩ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺩﺭ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻭﺳﻴﻌﺘﺮ ﻭ ﺩﻫﺸﺘﻨﺎﮎ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻴﺰی ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺳﺨﻦ گنجانده شود. دراسلام  ﺧﺸﻮﻧﺖ های ﻓﻴﺰﻳﮑﻲ ﻭ ﺟﺰﺍﺋﻲ نام "ﺣﺪ ﻭ ﺗﻌﺰﻳﺮ" به خود می گیرند و به نوعی کلاه شرعی توجیه همیشگی این گونه توحش است. ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻳﻦ ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪ ﺗﺒﻌﻴﺾ، ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻭ ﻇﻠﻢ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ، ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ، بخش پائین جامعه، ﺍﻗﻮﺍﻡ، ﺩﮔﺮ ﺍﻧﺪﻳﺸﺎﻥ ﻭ ﺣﺘﻲ ﺩﮔﺮﺍﻧﺪﻳﺸﺎﻥ ﺩﺭﻭﻥﺩﻳﻨﻲ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺯﻥ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﺍﺳﻼﻡ ﻣﻮﺟﻮﺩﻱ ﻓﺮﻭﻣﺎﻳﻪ ﻭ ﺷﻴﻄﺎﻧﻲ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﺭﺿﻪﻫﺎﻱ منفی ﺍﺟﺘﻤﺎعی ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻭﺳﺖ ، و برای این ادعا می توان به آیه 34 سوره نساء اشاه نمود.

ایه 34 سوره نساء :
اَلرِّجَالُ قَوَّ مُونَ عَلَى النِّسَآءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَ بِمَآ أَنْفَقُواْ مِنْ أَمْوَ لِهِمْ فالصَّلِحَتُ قَنِتَتٌ حَفِظَتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَالَّتِى تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيّاً كَبِيراً 


ترجمه ایه 34 سوره نساء :
مردان داراى ولايت بر زنانند از آن جهت كه خدا بعضى از ايشان (مردان) را بر بعضى (زنان) برترى داده (قدرت بدنى، توليدى واراده بيشترى دارند) و از آن جهت كه از اموال خود نفقه مى‏دهند، پس زنانِ شايسته، فرمان بردارند و نگهدار آنچه خدا (براى آنان) حفظ كرده، (حقوق واسرار شوهر،) در غياب اويند. و(امّا) زنانى كه از سرپيچى آنان بيم داريد، پس (نخست) آنان را موعظه كنيد و(اگر مؤثّر نشد) در خوابگاه از آنان دورى كنيد و(اگر پند وقهر اثر نكرد،) آنان را بزنيد (وتنبيه بدنى كنيد)، پس اگر اطاعت شما را كردند، بهانه‏اى بر آنان (براى ستم وآزار) مجوييد. همانا خداوند بزرگوار و بزرگ مرتبه است.

و شاید بتوان به یکی دیگر از تفاوت های ﺑﻴﻦ ﺯﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ به این 2 مورد اشاره نمود: در این دین ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺯﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ ﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻭ ﻏﻴﺮﻩ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻄﻮﺭ ﻳﮑﺴﺎﻥ ﻗﺒﻮﻝ ندﺍﺭند ﻭ یا دیه یک زن مسلمان طبق ( قانون مجازات اسلامی ماده 304 و 435 ) 50 شتر و دیه یک مرد مسلمان 100شتر و دیه 2 بیضه یک مرد مسلمان 50 شتر است و این در حالی است که یک زن مسلمان ارزش او از دیدگاه این دین برابر با ارزش بیضه های یک مرد است  و ﺩﻫﻬﺎ ﻣﻮﺭﺩ ﺩﻳﮕﺮ.

متاسفانه مشکلات زنان در جمهوری اسلامی و یا بهتر بگوییم در قانون و شریعت اسلامی قانونی بودن تبعیض جنسیتی و ظلم نسبت به زن و حقوق اوست ، ما همواره شاهد گسترش روند طرح‌های تبعیض‌آمیز علیه زنان بوده‌ایم. 

به امید روزی که اکنون دین اسلام که جزء لاینفک سیاست و حاکم بر زندگی روزمره مردم شده است جای خود را به انسانیت دهد و و ما شاهد کشتار و خشونت جریانات و دولتهای اسلامی و مذهبی نسبت به انسانها نباشیم .

به لبهایم مزن قفل خموشی که در دل قصه ای ناگفته دارم
زپایم باز کن بندگران را گزین سودا دلی آشفته دارم
بیا ای مرد ،ای موجود خود خواه بیا بگشا درهای قفس را
اگر عمری به زندانم کشیدی رها کن دیگرم این یک نفس را
منم آن مرغ آن مرغی که دیری است، به سر اندیشه ی پرواز دارم
سرودم ناله شد در سینه ی تنگ ، به حسرت ها سر آمد روزگارم
به لبهایم مزن قفل خموشی که من باید بگویم راز خود را
به گوش مردم عالم رسانم طنین آتشین آواز خود را.

(فروغ فرخزاد)

 

سرنگون باد جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی و برابری، پاینده باد انسانیت.

connect1