13December2017

سازمان جوانان کمونیست

بخش پرهام ساعی

بخش پرهام ساعی (5)

پرهام ساعی-

هاشمی رفسنجانی  در جمعی حکومتی در استان خوزستان،  تمسخر اعتقادات مردم به امام زمان، آسیب رساندن به جایگاه ولایت فقیه و تلاش برای ناکارآمد نشان دادن روحانیت را از نتایج دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد خواند. (خبرگزاری ایرنا)

 بن مایه ی اظهارات این آیت الله میلیاردر، حکایت از وخامت بحران سیاسی حاکمیت و ژرفای ورشکستگی تمام عیار حکومت اسلامي دارد . ارزش مصرفی این اظهارات رفسنجانی، صرفا در متن عروج تناقضات حکومت اسلامی، و در خلال بالا گرفتن مجادلات و کشمکش باندها و جناح های حکومتی در آستانه نمایش انتخاباتی روشن می گردد: در پی حملات اخیر اعضای شورای نگهبان، و امامان جمعه به طرح موضوع رهبری شورایی از سوی رفسنجانی،  این بار اوست که در واکنش به این حملات، سعی دارد مختصات انسانی، جهان شمول، سکولار و مدرن باورهای عمومی در جامعه ی ایران را به نتیجه ی رویکرد هشت ساله دولت احمدی نژاد تقلیل دهد، و سپس ناله و فغان 'یا مصیبتا' سر دهد که مام ارتجاع اسلامی مان را به باد داد  و بنیان خرافه  مذهبی مان را نقش بر آب ساخت.

از این روست که سراسر اظهارات اخیر  هاشمی رفسنجانی در خوزستان، علی رغم چندین درجه تخفیف عمق واقعیت و تلاش جهت تحریف ماهیت واقعیت، به ناگزیر  بر بی آبرویی آخوند جماعت،  عدم اعتبار جایگاه ولایت فقیه  و تمسخر امام حاضر غایب! در میان مردم اذعان دارد،  و  به طور ضمنی در بخش های دیگر اظهاراتش، بر تضاد  بسیار عمیق میان ارزشها، مطلوبیتها و ترجیحات جهان شمول و انسانی مردم ایران در برابر ارزشها،احکام و قوانین مروج خرافه، فاتالیسم و وحشیگری شرعی و قانونی جمهوری اسلامی، صحه می گذارد.

اما درپاسخ به این اظهارات رفسنجانی، پیش از هر چیز ،بایست خطاب به وی گفت: " از به فنا رفتن کدام اعتبار؟! کدام جایگاه؟! و کدام  اعتقادات؟!  سخن می گویی؟ لطفا از نداشته های  جمهوری اسلامی - در تمام طول عمر حکومت - مایه نگذارید، از رویاها و نداشته ها یتان خرج  دعواهی حکومتی نکنید.  به گذشته ی جمهوری اسلامی، از مقطع به روی کار آمدنش تا برهه بیرون پریدن ورژن هشت قوه مجریه ی  فاشیسم اسلامی تحت عنوان و مختصات"دولت احمدی نژاد" از  کلاه شورای نگهبان در پایان سیرک انتخاباتی جمهوری اسلامی،  امتیاز و اعتبار  بیخودی ندهید. لطفا گورتان را گم کنید.

بر این اساس، این سخنان هاشمی رفسنجانی پیرامون نسبت دادن علت العلل برباد دادن جایگاه ولایت فقیه نزد مردم،به فنا رفتن اعتبار روحانیت و تمسخر اعتقاد به امام حاضر غائب  در بین مردم، به نحوه ی عملکرد دولت احمدی نژاد، بیش از یک مغلطه و رندی اسلام مآبانه نیست.

هر چند جهت ادای حق مطلب، باید پذیرفت که  فساد نهادینه، جهل و بی خردی، دزدی و دروغ گویی و هم چنین  عینیت بخشی به ماهیت احمقانه و وحشیانه احکام مندرج در توضیح المسائل ها و کتب اسلامی، نقش به سزایی در تبدیل "صفر حدی" اعتبار و جایگاه تک تک سران و ارکان جمهوری اسلامی به "صفر مطلق" در طول عمر تمامی دولتهای جمهوری اسلامی ایفا کرده است.

مروری بر تبیین چگونگی روی کارآمدن جمهوری اسلامی* و  تداوم بحران حاکمیت اسلامی،  تماما گواه بر عدم پذیرش ارزشهای  اسلامی مروج خرافه و وحشی گری،  عدم اعتبار ارکان و سران حکومت اسلامی در نزد مردم است؛

مردم ایران  در متن جنبش های متعدد مبارزاتی، با توجه به توازن  قوای سیاسی در هر مقطع، به اشکال مختلف،  مقاومت و تعرض به اسلام سیاسی و ارکان حکومتی اش و این  فاسدان و مفتخوران و مروجان و مفسران خرافه اسلامی را رقم زده اند.

صرفا به مدد شوم سرکوب و اختناق، اعدام و خفقان  و در یک کلام از طریق بالفعل سازی پتانسیل عظیم وحشیگری و ضدیت با نوع انسان و تمدن بشری در شرع اسلامیست- یدک کشیدن عنوان "حکومت صدهزار اعدام" در بین مردم ایران و در عرصه بین المللی، موید همین واقعیت است - که تا این لحظه، جمهوری اسلامی زیر دست و پای جنبشهای اجتماعی عاصی از فقر و بیداد ، و بیزار از اسلام، ولایت فقیه، آیت الله های میلیارد و خرافات مذهبی شان، له و لورده نشده است. هرچند تا همینجا نیز اظهارات هر روزه سران حکومتی و سرکرده های باندهای مافیایی آن در متن اوج گیری تناقضات درونی و در واکنش به گستردگی و ژرفای نه مردم به کلیت حکومت اسلامی، نشان از استیصال ، وحشت و دلواپسی روزافزون شان از فرا رسیدن طوفان انقلاب آتی و برچیدن طومار چپاول و غارت و جنایت جمهوری اسلامی دارد و خواب از چشمانشان مدتهاست که ربوده شده است.

پی نوشت:   

 * در مقطع کنونی، پس از اعلام و یا افشای اسناد دولتی بورژوازی جهانی، جای تردیدی بر آلترناتیو سازی از خمینی و حمایت از گرایشات راست جنبش ملی اسلامی، توسط سران سرمایه داری جهانی باهدف ممانعت در برابر گسترش احتمالی نفوذ شوروی در خلال جنگ سرد باقی نمانده است. همچنین،  تبلیغات مهندسی شده و گسترده ی رسانه های دولتی انگلیس، فرانسه و آمریکا - نظیر بنگاه خبری/حزبی  بی بی سی - در جهت تحقق این امر، نیز بر هیچ انسان مطلع منصفی پوشیده نیست. علاوه بر این موارد،  قدرت گیری حکومت جمهوری اسلامی از مقطع خرداد سال شصت، بواسطه ی  سرکوب خونین انقلاب مردم صورت پذیرفت،  براین اساس، نه انقلاب مردم ایران در سال پنجاه و هفت، رنگ و بوی اسلامی داشت و نه کلیت حکومت اسلامی،و نه ارکان و سازوبرگهایش، تبلور و تحقق خواست عمومی مردم در انقلاب پنجاه و هفت است.

 

مطالب، گزارشات، اخبار، نظرات و سئوالات خودتون رو در رابطه با موضوع برنامه از راه های زیر بفرستید.
راه های تماس:
‫#‏واتس_اپ‬ ، ‫#‏وایبر‬ ، ‫#‏تلگرام‬ و ‫#‏لاین‬: 0046739681438
کانال تلگرامی خیابان: https://telegram.me/kheyaban
کانال تلگرامی انقلاب زنانه: http://telegram.me/enghelabezananeh
اسکایپ: javanan.tamas
ایمیل: This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.
سایت: http://www.cyoiran.com/
صفحه فیسبوکی سازمان جوانان: https://www.facebook.com/cyo.sjk
صفحه فیسبوکی انقلاب زنانه:https://www.facebook.com/womens.revolution1
گوگل پلاس: http://goo.gl/sr55q3
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: Javanan Komonist

پرهام ساعی-

"یادداشتی در باب فلج اقتصادی جمهوری اسلامی"

فقدان مشروعیت سیاسی ، چندپارگی عمیق در راس حاکمیت، بیش از سه دهه تلاش وحشیانه برای سرکوب سیستماتیک و عدم آزادی فعالیت علنی احزاب سیاسی غیر هم سو با فاشیسم اسلامی، و بر قراری اختناق  در مواجه با جنبش های اعتراضی سکولار، مدرن، آزادیخواه، ضد مذهب و برابری طلب جاری در جامعه ( رویکردی که از خرداد 1360 آشکارا توسط جمهوری اسلامی اتخاذ شده است) و آچمز بودن بحران اقتصادی در ماهیت سیاسی جمهوری اسلامی؛ این موارد، تنها بخشی از مجموعه فاکتورهایی است که سبب فرورفتن حکومت اسلامی در باتلاق "بحران ساختاری فزاینده "گشته است. به بیان دیگر، جمهوری اسلامی بحران زاست و نه بحران زی، لذا هزینه های اقتصادی نجومی(بودجه های سرسام آور نهادهای امنیتی/نظامی) جهت حفظ وضع موجود و تلاش برای مهندسی شرایط بازتولید زیست حکومت را در پی داشته است .

بر این اساس ، بازتولید حکومت اسلامی همچون دولتهای متعارف سرمایه داری، نظمی خود انگیخته از روابط ارگانیک میان اجزای برسازنده سیستم سرمایه معطوف به سود و رقابت نمی باشد، بلکه شرایط زیست حکومت با صرف هزینه های سرسام آور اقتصادی و از طریق سرکوب و تمامیت خواهی اجتماعی - سیاسی مهیا گشته است. لذا لازمه ی تداوم و بقای جمهوری اسلامی، وجود نهادهای اجرایی فرا قانونی با منابع وسیع مالی و رانتی، در عین عدم شفافیت ونظارت پذیری عمومی می باشد، که پدیدآور فضایی مافیایی می باشند. مشخصه های فوق الذکر این قبیل نهادها، سبب ایجاد ملزومات جهت پیدایش و رشد فساد اقتصادی در هر ساختار حکمرانی به حساب می آیند.

هرچند فساد اقتصادی همزاد حکومت اسلامی بوده و طی عمر این حکومت به طور فزاینده در ابعاد گسترده تداوم یافته است، لیکن پیش از انقلاب 88 ، قانون نانوشته و قاعده ی بازی در کشمکش و مجادلات درون حکومت، مبنی بر عدم افشا سازی فساد و رانت اقتصادی باندها و جناح های سیاسی بوده و نقض این قاعده ، یک استثنا به حساب می آمد.

لیکن انقلاب 88 به مثابه نقطه عطفی است که مبنای عینی درک بهتر فرآیند گسست در توالی سکانس رویدادهای سیاسی/اجتماعی به حساب می آید. تقسیم بندی دوره های زمانی شرایط سیاسی/اجتماعی، به پیش و پس از انقلاب 88 ، ابزار تحلیلی رهگشایی در بررسی بحران مشروعیت سیاسی حکومت و ارتباط آن با فساد اقتصادی نیز به حساب می آید؛ به گونه ای که وجود هریک سبب تقویت و تشدید دیگری می شود و ارتباطی دو سویه و هم افزا پدید آمده است. در ادامه به شرح چرایی این مدعا می پردازم؛

در انقلاب 88 ، دخالتگری انقلابی مردم در معادلات قدرت، سبب گشت که زد و خورد سیاسی جناح ها و باندهای حکومتی در جلوی چشمان مردم صورت پذیرد. وزنه ی سنگین حضور مردم در خیابان و حرکت سلبی به کلیت وضع موجود، هر یک از باندها و جناحهای حکومتی را به رجز خوانی و تهدید به افشای دیگری وا داشت. براین اساس دخالتگری انقلابی مردم ونقش مردم در تشدید شکافهای درون حکومت، منجر به افتادن پرده ها و لذا افشای فسادها و کری خوانیها در مقابل چشمان مردم گشت.

به بیان دیگر آنچه پیش از انقلاب 88، در صحنه ی سیاست ایران، یک استثنا به حساب می آمد، مبدل به قاعده ی آن روزهای میدان سیاست در ایران گشت.

پرواضح است که از یک سو اطلاع دقیق تر مردم از ابعاد فسادهای حکومتی ، و از سوی دیگر مقایسه احکام قضایی صادره در پرونده های فساد اقتصادی با حکم قطع دست و انگشت برای سرقتی چند هزار مرتبه کمتر، سبب کاستن دوچندان مشروعیت هر دولتی شده و در شرایط فقدان مشروعیت جمهوری اسلامی، میتواند مبدل به نقطه ی آغاز اعتراضاتی وسیع به کل وضع موجود گردد.

بر پایه توضیحات فوق، پس از انقلاب 88 حکومت اسلامی دچار هم افزایی و تلاقی بحران مشروعیت سیاسی و فساداقتصادی گشته است؛ چرا که تشدید بحران مشروعیت/ سیاسی به واسطه ی افشای فسادهای کلان اقتصادی، سبب تخصیص منابع مالی و رانتی بیشتر به نهادهای نظامی/امنیتی فرا قانونی و غیر شفاف حکومتی شده است و این امر خود فساد اقتصادی افزونی را در پی خواهد آورد،که افشای آن سبب تشدید بحران مشروعیت/ سیاسی رژیم می شود.

در تحلیل نهایی ، "قرار گرفتن بحران مشروعیت سیاسی حکومت اسلامی در متن شرایط پس از انقلاب 88"، سبب هم افزایی تضادهای درونی لاینحل حکومت اسلامی گشته است. حال به وضوح میتوان دریافت که افشای فساد اقتصادی در زد و خورد جناح های حکومت، ارتباطی به مبارزه با فساد اقتصادی نداشته ، وخاتمه دهی به فساد اقتصادی صرفا از رهگذر تغییر انقلابی و به زیر کشاندن حکومت اسلامی میسر خواهد بود، اصلاحات و اعتدال ،هیچ درجه ای از پتانسیل مبارزه با فساد اقتصادی را دارا نیست.

 

شما هم میتونید مطالبتون و یا گزارش و اخبار پیرامون خودتون ویا نظرات و سئوالات خودتون رو از راه های زیر بفرستید.

راه های تماس:

‫#‏واتس_اپ ، ‫#‏وایبر ، ‫#‏تلگرام و ‫#‏لاین: 0046739681438

اسکایپ: javanan.tamas

ایمیل: This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.

کانال تلگرامی خیابان: https://telegram.me/kheyaban

کانال تلگرامی انقلاب زنانه: http://telegram.me/enghelabezananeh

سایت: http://www.cyoiran.com/

صفحه فیسبوکی سازمان جوانان: https://www.facebook.com/cyo.sjk

صفحه فیسبوکی انقلاب زنانه:https://www.facebook.com/womens.revolution1

گوگل پلاس: http://goo.gl/sr55q3

اینستاگرام: javanan.komonist

توئیتر: Javanan Komonist

پرهام ساعی-

«پاورقی هایی در باب فلج اقتصادی جمهوری اسلامی»

 

۱.«تقلیل گرایی امنیتی در مواجهه با فلج اقتصادی»

اخیرا سران حکومت اسلامی و کابینه دولت روحانی ،"تورم سرسام آور ساختاری" را به "گران فروشی" (بنا به تعریف، ریشه "گران فروشی" در عملکرد شخصی و نیات فردی عوامل اقتصادی، در کنار ضعف نظارت دولت بر بازار به حساب می آید)، و هم چنین "بیکاری افسار گسیخته" را نشانی از "تنبلی افراد و جوانان جامعه" تعبیر و تفسیر میکنند.

براین اساس، به وضوح شاهد رویکرد تقلیل گرایانه-امنیتی هستیم که تحت لوای آن، "بگیر و ببند" افراد(خرده کاسبان،کارگران شاغل و بیکار)، راه حل و رفع فلج اقتصادی می شود.

لیکن در واقعیت امر، تورم و بیکاری "فرآیند"های اقتصادی ، چند علیتی و تجمعی، نشات گرفته از نظام سرمایه و ماهیت طبقاتی دولت تنظیم گر شرایط و قواعد تولید و مبادله می باشند.

بی تردید، "فرآیند"ها را - آن هم هنگامی که ماهیت درونزا و ساختاری دارند - را نمی توان با کاربرد متدها و مکانیزم های مجازات و سرکوب "افراد"، کنترل و مهار نمود؛ به بیان بهتر، نه تورم را می توان به زندان انداخت، و نه می شود بیکاری را سنگسار کرد، بحران اقتصادی را نیز نمی توان اعدام کرد. اگر چنین امکانی فراهم بود، بی شک اقتصاد ایران در شکوفایی به سر می برد!!!

 

۲. « هارمونی فساد ، اختلاس و دزدی در حکومت اسلامی»

3000 میلیارد تومان اختلاس (تنها در یک مورد ) و فساد 98 هزار میلیارد تومانی (تنها در یک فقره) ، دزدی 50000 اثر تاریخی (تنها در طی یک سال) ، غیبت صغری دکل نفتی 87 میلیارد تومانی و یا غیبت کبری یک میلیون متر مکعب گاز(در هر ماه) ! و اختلاف حساب 100 میلیون دلاری بین دفاتر حسابداری با موجودی صندوق دولت (در مورد تجارت خارجی)، در کنار ثروت نجومی بابک زنجانی و غیره-تازه اینها گوشه کوچکی از واقعیت موجود است-، حکایت از هارمونی فساد و رشد متوازن و متقارن دزدی و اختلاس و غارت در همه ی سطوح و تمامی عرصه های حکومت اسلامی دارد. این توسعه! متوازن چپاول و غارت مردم ، صرفا از حاکمیت بورژوازی اسلامی در ایران بر می آید و بس. برای من عجیب نیست اگر فردا بشنوم "منارجنبان" هم غیب کرده اند!!

به بیان بهتر حمید تقوایی، فساد در جمهوری اسلامی، ساختاری و درهم تنیده با ماهیت سیاسی حاکمیت بوده ،و از گونه ی فساد موجود در حکومت های بورژوازی متعارف به حساب نمی آید.

ادامه دارد....

 

نظرات و سئوالات خودتون رو در رابطه با موضوع برنامه از راه های زیر بفرستید.

راه های تماس:

‫#‏واتس_اپ ، ‫#‏وایبر ، ‫#‏تلگرام و ‫#‏لاین: 0046739681438

کانال تلگرامی خیابان: https://telegram.me/kheyaban

کانال تلگرامی انقلاب زنانه: http://telegram.me/enghelabezananeh

اسکایپ: javanan.tamas

ایمیل: This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.

سایت: http://www.cyoiran.com/

صفحه فیسبوکی سازمان جوانان: https://www.facebook.com/cyo.sjk

صفحه فیسبوکی انقلاب زنانه:https://www.facebook.com/womens.revolution1

گوگل پلاس: http://goo.gl/sr55q3

اینستاگرام: javanan.komonist

توئیتر: Javanan Komonist

پرهام ساعی-

به بهانه انتشار دو خبر در هفته جاری؛ "صدور حکم سنگسار یک زن در گیلان" و "بررسی طرح لغو مجازات اعدام برای حاملان مواد مخدر در مجلس اسلامی"

مجازات اسلامی سنگسار تحت حاکمیت جمهوری اسلامی در قریب ۳۵ سال گذشته، دالی است بر دو واقعیت کلیدی ، که رقم زننده درک سیاسی یکایک انسانهای حساس به محیط پیرامون شان در ایران می باشند؛

از یک سو، سندی است بر جنایت،وحشیگری و قساوت اسلام سیاسی و نمودی از پتانسیل عقب ماندگی و ارتجاع مذهبی برای رقم زدن فجایعی هولناک در واکنش به لحظاتی ناب ،آکنده از عاطفه که دوانسان از سر اختیار آغوش بر یکدیگر گشوده اند. قیاس این موضوع با ترویج فحشای رسمی و شرعی، و ازدواج اجباری کودکان می تواند تصویری چند بعدی از وجود تملک کالایی بر همسر یا دختر در تفکر اسلامی، خشونت قانونی بر زن در احکام اسلامی، قتل عمد دولتی علیه ابراز عشق و اختیار در حکومت اسلامی را ترسیم نماید، و بی شک گویای مشقت زیست ابتدایی مان تحت سیطره ی اسلام سیاسی بر جان و اختیارمان است.

اما از سوی دیگر و در قطب دیگر، تاملی کوتاه بر تاریخ سنگسار در جمهوری اسلامی، روی دیگری از تاریخ اجتماعی،سیاسی مبارزه طبقاتی در جامعه ی ایران تحت حاکمیت اسلام سیاسی را روشن می سازد. به گونه ای که روایت مبارزه ی جانانه و خواست انسانی عموم مردم در قطب مقابل حکومت اسلامی است. به بیان دیگر، سنگسار به همان اندازه ای که دال بر عمق جنایت، ارتجاع و وحشیگری جنبش اسلام سیاسی در ایران است، به همان اندازه نیز حاکی از ریشه داری و عمق باور به ارزشهای جهان شمول انسانی،مدرنیسم ، برابری و سکولاریسم در دل جامعه ای پر تلاطم ،مملو از انزجار و مبارزه علیه حکومت اسلامی است.

در دمامدم سه دهه نه به کلیت جمهوری اسلامی و تاریخی پر تلاطم از عرصه های مبارزه طبقاتی در ایران، شاهد ظهور و حضور مبارزان و پیشروان اجتماعی،شریف و کمونیستی بوده ایم که پایبندی شان بر انسانیت،برابری و آزادی ، رقم زننده اراده جمعی مردم در مبارزه ای اجتماعی بر سر عقب راندن حکومت اسلامی در عرصه های گوناگون مبارزه طبقاتی -من جمله صدور متداول و یومیه این مجازات اسلامی، ضد بشری - بوده است. بر این اساس ، تاریخچه ی سیاسی، اجتماعی سنگسار می تواند روایتی روشن از سه دهه تقابل دو قطب ارتجاع حاکم و کمونیسم اجتماعی باشد.بی شک برافراشتن پرچم این مبارزه و تداوم و موفقیت آن در عقب راندن حاکمیت اسلامی در کارنامه حزب کمونیست کارگری ایران ثبت شده است، علاوه براین ، مینا و مبارزه اش(و دیگر مبارزین خوش نام کمیته علیه سنگسار)، مبدل به بنیانی از هویت جمعی کمونیسم اجتماعی و چپ رادیکال در ایران گشته اند.
اینک، علی رغم پیروزی جنبش علیه سنگسار و تحمیل خواست« لغو سنگسار » به مثابه قانونی اجرایی لیکن نانوشته در سیستم قضایی جمهوری اسلامی(به نحوی که نص قانون لغو نشده است،هرچند صدور حکم بر پایه این قانون عملا ملغی محسوب می شود)، بی شک برای به چهارمیخ نگه داشتن جمهوری اسلامی و تداوم نجات جان مردم از خطر وحشیگری اسلام سیاسی در این عرصه،می بایست تمام قد در برابر حتی یک مورد دست از پا خطا کردن یک شعبه دادگاه محلی جمهوری اسلامی ایستاد‌ و بدین ترتیب طعم تعرض ارزشهای انسانی،سکولار و مدرن مردم را به جنبش ارتجاعی اسلام سیاسی درایران چشاند.

خبر دوم ، مکمل روایت فوق از مبارزه طبقاتی در ایران تحت سیطره جمهوری اسلامی است؛ مبارزه علیه اعدام، پایگاه اجتماعی وسیع این جنبش و رهبرانش نمودی دیگر از تقابل دو قطب جامعه است.این خبر حاکی از تعرض و پیشروی روز افزون جنبش علیه اعدام و تنگتر شدن عرصه بر حکومت اسلامی است.

مبارزه و جنبش علیه اعدام در آستانه ی همان جایگاه و سطحی از پیشروی قرار دارد، که جنبش علیه سنگسار بدان نایل گشت؛ چرا که بواسطه ی تبیین عمیقا سیاسی و انسانی منصور حکمت از "اعدام به مثابه قتل عمد دولتی" و در پی آن برافراشتن پرچم خواست "لغو مجازات اعدام" در عرصه سیاسی توسط حزب ما و موفقیتمان در سازماندهی جنبشی وسیع حول این خواست عمومی؛ از یک سو خوشبختانه گستره ی طیف چپ و راست اپوزسیون، این خواست عمومی را به رسمیت شناخته و با آن همراه گشته اند، و از سوی دیگر حکومت اسلامی چاره ای جز چند گام به عقب نشستن و «طرح بررسی لغو مجازات اعدام حاملان مواد مخدر در مجلس اسلامی شان»، پیش روی خود نمی بیند.

نفس طرح این موضوع در مجلس اسلامی ، نشانی از پیشروی جنبش علیه اعدام بوده ، و تداوم تعرض همه جانبه چپ جامعه، می تواند نجاتبخش بخشی از انسانهای مشمول قانون قتل عمد دولتی در این برهه باشد، هرچند تا لغو کامل و بدون چون و چرای قانون اعدام در جمهوری اسلامی، راه زیادی باقی است.

در بستر سه دهه مبارزه طبقاتی، جنبش هایی با مختصات اجتماعی ، سیاسی جنبش علیه اعدام و سنگسار شکل و سازمان یافته اند، که مهر جنبش کمونیسم کارگری در ایران را بر خود دارند. این جنبشهای قدرتمند، اجزای ارگانیک جنبش سرنگونی طلبانه مردم ایران به رهبری حزب کمونیست کارگری علیه جمهوری اسلامی هستند، و تا به زیر کشاندن کلیت این حکومت قرون وسطایی از پا نخواهیم نشست.

 

نظرات و سئوالات خودتون رو در رابطه با موضوع برنامه از راه های زیر بفرستید.
راه های تماس:
‫#‏واتس_اپ‬ ، ‫#‏وایبر‬ ، ‫#‏تلگرام‬ و ‫#‏لاین‬: 0046739681438
کانال تلگرامی خیابان: https://telegram.me/kheyaban

کانال تلگرامی انقلاب زنانه: http://telegram.me/enghelabezananeh

اسکایپ: javanan.tamas
ایمیل: This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.
سایت: http://www.cyoiran.com/

صفحه فیسبوکی سازمان جوانان: https://www.facebook.com/cyo.sjk
صفحه فیسبوکی انقلاب زنانه:https://www.facebook.com/womens.revolution1
گوگل پلاس: http://goo.gl/sr55q3

اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: Javanan Komonist

پرهام ساعی-
در طول عمر حکومت اسلامی، همواره احکام سنگین زندانیان سیاسی به دو شکل تعزیری و تعلیقی صادر و اجرا گشته، لیکن این روزها، با شکل نوظهوری از احکام صادره برای کارگران و معلمان زندانی مواجه ایم؛ به نحوی که شاهد حبس "تمدیدی!" برای زندانیان سیاسی می باشیم. تمدید مدت زندان بهنام ابراهیم زاده، رسول بداقی و محمود صالحی، سه نمونه از صدور احکام زندان تمدیدی، طی هفته اخیر است. این پدیده ی نو ظهور در سیستم قضایی حکومت اسلامی، گویای یک واقعیت در جریان مبارزات کارگران، معلمان و دانشجویان است، که در ادامه به شرح مختصر آن می پردازم.
دستاویز حکومت اسلامی به این عمل عاجزانه، در دو سطح فردی و جنبشی، قابل بررسی است. در سطح فردی، به وضوح شاهد بی اثر بودن احکام صادره در شکسته شدن مقاومت فعالین زندانی هستیم و این مسئله گویای اینست که برآوردهای اولیه سیستم امنیتی و قضایی از مدت زندان لازم برای شکسته شدن مقاومت زندانیان سیاسی اشتباه از آب در آمده است، لذا چاره ای جز شامورتی بازی برای تمدید طول حبس زندانیان سیاسی ندارند. این امر عکس العمل جمهوری اسلامی به فعالیت زندانیان سیاسی امثال بهنام ها، شاهرخ ها و رسول ها در زندان است؛ و آن شکل گیری "مقاومت تعرضی" درون زندان است. صدور اطلاعیه ها، بیانیه ها، برگزاری مراسم 1 می ها در زندان، نمودهایی از شکل گیری مقاومت تعرضی در زندانهای سیاسی ایران است.
در سطح جنبشی نیز، تمدید طول مدت احکام صادره(گاه تا دوبرابر احکام سنگین اولیه) موید تاثیرگذاری مبارزات در جریان، در فرای نرده های زندان دارد و انعکاسی است از شکل گیری و بسط جنبش هایی رادیکال با پلاتفرم، رهبران و مطالبات معین. براین اساس حکومت اسلامی، پیوستن رهبران جنبش های موجود در زندانها را به مبارزات جاری خارج از زندانها، خطری میداند که کلیت حاکمیت موجود را به چالش می طلبد و به زیر می کشاند.

 

ما جویای نظر شما هم هستیم که میتوانید نظرات و یا سئوال خود را از راه های زیر بدست ما برسونید:
مثل همیشه میتونین نظرات خودتون رو با ما درمیون بذارید. راه های تماس ما از طریق وایبر، تلگرام، لاین، واتس آپ با شماره 0046739681438 هست. یا اینکه با ایمیل This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it. نظراتتون رو برامون بفرستید.
راه های دیگر تماس:
اسکایپ: javanan.tamas
گوگل پلاس: http://goo.gl/sr55q3
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: javanankomonist@

connect1