21November2017

سازمان جوانان کمونیست

×

Warning

JUser: :_load: Unable to load user with ID: 767
اطلاعیه - دانشجویی

اطلاعیه - دانشجویی (21)

دانشگاه تهران در اعتراض به سیاست های آموزشی
https://www.instagram.com/p/BayWR7iH18i/

شعارهای دانشجویان :

تدبیر این وزارت علم است یا تجارت
دولت اعتدالی سفره ی ما شد خالی
دانشگاه پولگردان / تضعیف زحمت کشان 
پردیس بین الملل / انحلال انحلال
دانشگاه پادگانه /تدبیر امید چاخانه

بیانیه‌ی تجمع دانشجویان و فعالان صنفی دانشگاه تهران در اعتراض به سیاست‌های ضد اجتماعی دولت در عرصه‌ی آموزش

در چهار سال گذشته، دانشگاه نیز مانند سایر عرصه‌های زندگیِ اجتماعی در ایران، هدف یک برنامه‌ی فراگیر سیاسی-اقتصادی قرار گرفته است، برنامه‌ای که مردم و فرودستان – از جمله کارگران، معلمان، پرستاران و دانشجویان – را از حقوق اجتماعیِ اساسی‌شان محروم کرده است. این پروژه نام‌های گوناگونی به خود گرفته است: «خصوصی‌سازی»، «پولی‌سازی»، «تجاری‌سازی»، «کالایی‌سازی» و.... اما همه‌ی این نام‌ها اشاره به طرحی واحد دارند؛ طرحی که هدفش چیزی نیست جز تهی‌دست‌سازی هرچه بیش‌تر مردم و طبقات زحمتکش، سلب حقوق اجتماعی-اقتصادیِ آنان به نفع فرادستان، و تبدیل قشرهای گوناگون مردم – از جمله دانشجویان – به انسان‌های مستمندی که برای رفع اساسی‌ترین نیازهای خود باید به ارزان‌ترین و پست‌ترین کارها تن بدهند. برنامه‌ی دولت اعتدالی، که حمله به جیب‌های خالی و سفره‌های فقیرانه‌ی فرودستان و تضمین سودآوری سرمایه‌داران است، در حوزه‌ی آموزش به شکل خصوصی‌سازی و پولی‌سازیِ خدمات آموزشی تجلی یافته است.

در چهار سال گذشته، دولت و وزارت علومی مُجریِ این طرح‌ها در دانشگاه بوده‌اند که با شعارهایی مثل «بازگرداندن امید به دانشگاه‌ها»، «دانشگاه امن، نه دانشگاه امنیتی» و «دانشگاه پادگان نیست» روی کار آمدند؛ اما تجربه‌ی فعالیت سال‌های گذشته‌ی فعالان صنفی و مستقل نشان داد که نه تنها دانشگاه همچنان «پادگان است» و وقتی منافع صاحبان قدرت و سرمایه به خطر بیفتد احضارها و تهدیدهای امنیتی همچنان ادامه می‌یابد، بلکه دولت با سیاست‌هایش در قبال دانشگاه و با پولی‌سازیِ فزاینده‌ی خدمات آموزشی نشان داده که دانشگاه «بانک» هم است! دانشگاه در این سال‌ها، به مراتب بیش از پیش به محلی برای سودآوریِ صاحبان سرمایه و کسب‌وکار مسئولان دانشگاهی بدل شده است؛ و در ماه‌های اخیر، با طرح «کارورزی فارغ‌التحصیلان دانشگاهی»، دانشگاه به محیطی بدل شده برای این‌که کارفرمایان به راحت‌ترین شکل به نیروی کار ارزان دسترسی پیدا کنند. «اُمید»ی که به دانشگاه‌ها برگشت، نه «اُمید» دانشجویان، بلکه «اُمید» کارفرمایان، صاحبان سرمایه و بانکدارها بود.

در هفته‌های اخیر، معرفیِ دکتر منصور غلامی از سوی دولت به مجلس، برای تصدی کرسی وزارت علوم، منجر به اعتراض دانشجویان سراسر کشور شده است. این اعتراض‌ها – و همچنین تجمع اعتراضیِ امروز ما دانشجویان دانشگاه تهران – اگر چه «به بهانه‌»ی معرفی آقای غلامی صورت گرفته‌اند، اما ریشه در مسائل اساسی‌تری دارند که نمی‌توان آن‌ها را به این یا آن شخص خاص فروکاست. به بیانی دیگر، مسائل بنیادیِ دانشگاه‌ها در سال‌های اخیر – یعنی آن دسته از مسائلی که زندگیِ روزمره‌ی دانشجویان در دانشگاه، حقوق و آزادی‌های اساسی‌شان، و نیز مسائل معیشتی و صنفیِ آن‌ها – مسائلی هستند که برای حل‌شان نمی‌توان به وزیر شدن این یا آن شخص، یا به اختلاف‌های میان این یا آن جناح سیاسی دل‌خوش کرد.

در طول دوازده سال گذشته تشکل‌های وابسته و قدرت‌ساخته‌ی به اصطلاح دانشجویی ثابت کرده‌اند که همواره به دنبال تأمین منافع جناحی خود در دانشگاه‌ها هستند. در انتخابات سال‌های ۹۲، ۹۴ و ۹۶ انجمن‌های اسلامی فعالیت‌های دانشجویی را به زايده‌ای از برنامه‌ی ستادهای انتخاباتیِ جناحی خاص بدل کردند. حال، پس از معرفی دکتر غلامی، انجمن‌های اسلامی که «امید» واهی خود را ناامید دیده‌اند، می‌کوشند با بهره‌برداری از مناسبات جناحی روابط پشت پرده و سوءاستفاده از دغدغه‌های دانشجویان، جلوی انتصاب یک شخص خاص را بگیرند و گزینه‌ی جناح مطلوب‌شان را بر کرسی وزارت بنشانند و از امتیازهای ویژه‌ی آن – از جمله دسترسی به مناصب و مشاغل دولتی – بهره‌مند شوند.

ما دانشجویان دانشگاه تهران، که امروز در اعتراض به معرفی دکتر غلامی برای تصدی کرسی وزارت علوم و تداوم سیاست‌های ضداجتماعی دولت در دانشگاه‌ها تجمع کرده‌ایم، بر این باوریم که مطالبات دانشجویان و جامعه‌ی دانشگاهی تنها با تداوم فعالیت و تلاش بی‌وقفه‌ای که دانشجویان در سال‌های اخیر علیه روند پولی‌شدن و امنیتی‌شدن دانشگاه‌ها ایستاده‌اند، محقق می‌شوند. ما بر خلاف تشکل‌های وابسته و قدرت‌ساخته دست گدایی جلوی این یا آن جناح سیاسی دراز نکنیم، بلکه به قدرت جمعی دانشجویان و فرودستان برای پیگیری خواسته‌هایشان برحق‌شان باور داریم.

ما دانشجویان دانشگاه تهران اعلام می‌کنیم که مطالبات زیر، گزیده‌ای از مطالبات جامعه‌ی دانشگاهی است که فعالیت در راستای تحقق آن‌ها را ادامه خواهیم داد، چه دولت اعتدالی توجهی به اعتراض دانشجویان علیه دکتر غلامی داشته باشد چه نداشته باشد:

1- تلاش وزارت علوم در جهت الغای سریع و بی‌چون‌وچرا «طرح کارورزی فارغ‌التحصیلان دانشگاهی»
2- افزایش ظرفیت روزانه، توقف گسترش ظرفیت‌های دانشگاه‌ها و انحلال پردیس‌های بین‌الملل
3- بازگرداندن فضاهای دانشگاهی به دانشجویان و دانشگاهیان و توقف واگذاری این فضاها به بخش خصوصی
4- پوشش کامل خدمات و یارانه‌ی دولتی در بخش غذا و اسکان دانشجویان
5- بازگرداندن نمره‌ی پایان‌نامه‌های دانشجویی در مقطع کارشناسی ارشد 
6- افزایش سنوات مجاز تحصیلی و بازگرداندن آن به وضعیت پیشین
7- حذف برخوردهای امنیتی درپاسخ به مطالبات و اعتراضات دانشجویان
8- اعطای مجوز به ایجاد تشکل‌های دانشجویی دگراندیش و مستقل از جناح‌های قدرت 
9- بازگشت دانشجویان ستاره‌دار و محروم از تحصیل به دانشگاه‌ها
10- بازگرداندن حق تحصیل برای همه قومیت‌ها و مذاهب
11- ازبین‌بردن تبعیض‌های جنسیتی و جغرافیایی در گزینش دانشگاهی
12- تصحیح آیین نامه های تشکل ها و به ویژه شوراهای صنفی و حذف موادی که در سالهای اخیر به آیین‌نامه اضافه شده و تضعیف قدرت شوراها را در پی داشته است
13- ارائه مجوز برای «اتحادیه شوراهای صنفی کشوری» در جهت افزایش توان مداخله‌گری شوراهای صنفی و هماهنگی بیش‌تر در طرح مسائل صنفیِ دانشجویان.

کانال تلگرامی https://t.me/uniiran
پیامگیر تلگرامی @sjktamas

کانال تلگرامی https://t.me/uniiran
پیامگیر تلگرامی @sjktamas

تجمع دانشجویان دانشگاه #تربیت_مدرس
در اعتراض به معرفی وزیر علوم ناهمسو با مطالبات دانشجویان
روز شنبه ششم آبان ماه، ساعت 12:30
مقابل مسجد
متنی برای دوستان اصلاح طلب
https://t.me/uniiran/890

تجمع دانشجویان دانشگاه شهرکرد
در اعتراض به معرفی وزیر علوم ناهمسو با مطالبات دانشجویان
روز شنبه ششم آبان ماه، ساعت ۱۲
محوطه علوم پایه
متنی برای دوستان اصلاح طلب
https://t.me/uniiran/890

تجمع دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف
در اعتراض به معرفی وزیر علوم ناهمسو با مطالبات دانشگاهيان
فردا شنبه ۶ آبان‌ماه ساعت ۱۲:۳۰ ظهر روبروی سلف
متنی برای دوستان اصلاح طلب
https://t.me/uniiran/890

تجمع دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر
در اعتراض به معرفی وزیر علوم ناهمشو با مطالبات دانشجویان
شنبه6 آبان ماه، ساعت 12:30
حیاط روبروی لابی مکانیک
متنی برای دوستان اصلاح طلب
https://t.me/uniiran/890

تجمع دانشجويان دانشگاه رازی درراستای اعتراض به معرفی وزير علوم غیرهمسو با مطالبات دانشگاهیان

شنبه ششم آبان ماه ساعت ١١:٣٠ روبروی دانشكده فنی
متنی برای دوستان اصلاح طلب
https://t.me/uniiran/890

سال تحصیلی جدید(96 – 97) همبسته و سراسری علیه وضعیت ضدانسانی موجود:

سال تحصیلی جدید و بازگشایی مدارس و دانشگاه در شرایطی فرا میرسد که وضعیت اقتصادی بخش عظیم مردم ایران نسبت به سالهای پیش بدتر شده است. قدرت خرید مردم برای تامین نیازهای اساسی و داشتن زندگی با حداقل استاندارد زندگی کاهش یافته است. تحت حاکمیت جمهوری اسلامی و مشخصا در ادامه دولتهای پیشین، دولت روحانی با ادامه و پیشبرد سیاست خصوصی سازی و اعمال طرحهایی مانند کارورزی و اتخاذ سیاستهای بشدت ضدانسانی موجب فراهم آمدن وضعیتی شده که تورم و گرانی، دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر، بیکاری و فقر بیشتری به بخش عظیمی از خانواده ها و شهروندان در کشور تحمیل شود. حتی با نگاهی به آمارهای منتشر شده از طرف خود رسانه های حکومت که بررسی "حداقلی و خوشبینانه" به وضعیت حاضر است میتوان درک کرد که چه تهاجم سراسری و بیرحمانه ای به معیشت مردم در حال انجام است. موقعیت مستاصل و ناگزیر حکومت، وضعیتی غیر این نیست. تمام تبلیغات حول پیشبرد برجام و نیز داشتن طرح ها و سیاستهای "کارشناسانه" و رونق اقتصادی که از طرف دولت روحانی در چندسال گذشته انجام گرفته بود در این دوره بیش از گذشته، پوچ و نتایج آن روشن تر از گذشته بر همگان مشخص شده است. در پیشبرد استراتژی اقتصادی و سیاسی فعلی هر دو جناح حکومت شریک و متفق القولند و مسئله بر سر هژمونی سیاسی و دست بالا داشتن جناحی در قدرت در حوزه سیاست و بردن سهم بیشتر از ثروتها و سودهای میلیاری است. همینطور که شاهدیم درآمدها و سودهای میلیاردی برای طبقه حاکم و سران حکومت و باندهای وابسته آن براه است و همه بخشهای حکومت در حال غارتگری بیش از پیش ثروتهای مردم ایران هستند. 

و اما در مقابل این وضعیت، ما جامعه ای را سراغ داریم که علیرغم بیحقوقی و سرکوب و وضعیت ضدانسانی فعلی، بشدت فعال، پویا، در حال سازمان یافتن بیشتر و امیدوار به تغییر است. جنبشهای مبارزاتی بیش از پیش در حال گسترش و قوام یافتن هستند. خواسته ها و مطالبات، بیشتر از دوره های قبل، سیاسی، طبقاتی و رادیکال هستند. نقد طبقاتی رادیکال، سیاسی و چپ پراتیک و انسان محور بشدت در حال گسترش و تکثیر در جنبشهای مبارزاتی است. بخش عظیمی از فعالین و مردم در حال مبارزه و تلاش متشکل، برای حفظ حرمت انسانی که توسط جمهوری اسلامی مورد تعرض قرار گرفته هستند، و میکوشند جنبش انسان محور و عدالتخواهانه شکل گرفته از پائین جامعه، مقابل این وضعیت بایستند و شرایط ضدانسانی موجود را تغییر دهند.

در همین راستا ما شاهد جنبشی اعتراضی در مقابل سیاست خصوصی سازی و در برابر پولی سازی آموزش و تجاری سازی تحصیل، و طرح هایی همچون "کاج و کارورزی" که بدرست باید آنرا "بیگاروروزی" نامید هستیم که فشار زیادی روی دانشجویان و خانواده هایشان قرار میدهد و تحصیل را غیرممکن و یا بسیار دشوار میکند. سپردن بخشهای مختلف آموزش به بخش خصوصی و هزینه دارتر شدن تحصیل از تبعات آن است و تبدیل دانشجویان به نیروی کار ارزان و مجانی و مبهم بودن آینده برای آنان و ورود به این شکل به بازار کار برای دانشجویان و از طرف دیگر فشار اخراج و دستمزدهای پائین و پذیرفتن شرایط کارفرما برای بخشهای دیگر طبقه کارگر از تبعات طرح هایی مثل کاج و کارورزی ست. در برابر این وضعیت است که باید جنبش علیه بیکاری را متشکل کرد و پیش برد.

نکته دیگر تفکیک جنسیتی و تحمیل حجاب به دانشجویان و دخالت قوانین مذهبی در آموزش و پرورش است که با اعمال سیاست تک جنسیتی کردن رشته های درسی، محدودیت جغرافیایی برای دانشجویان دختر و بومی گزینی، جداسازی جنسیتی در سلف سرویسها و کتابخانه ها و کلاسهای درس، در راستای اسلامیزه تر کردن دانشگاه تلاش شده است. اما این سیاست مدام از طرف دانشجویان به چالش کشیده شده است و میبینیم با جنبش قدرتمند علیه تفکیک جنسیتی و علیه حجاب اجباری که در سطح جامعه وجود دارد، ارزشها و تقدسات حکومت اسلامی هر روزه زیر پا گذاشته میشود. 

بموازات این شرایط، بخش عظیمی از کودکان بخاطر وضعیت ضعیف اقتصادی خانواده شان نمیتوانند تحصیل کنند و باید روانه بازار کار شوند و بخش زیادی نمیتوانند هزینه های سنگین تحصیل را تامین کنند و از ادامه تحصیل محروم میشوند. کودکانی که خانواده شان از کشور دیگری مانند افغانستان و... به ایران آمده و در حال حاضر جمهوری اسلامی آنان را برسمیت نمیشناسد و برای همین اجازه تحصیل ندارند. همه اینها ابعاد مختلف شرایط دشوار و ضدانسانی تحصیل در ایران است. در برابر این بیحقوقی، جنبش "حق تحصیل رایگان" و اینکه همه کودکان باید از حق تحصیل برخوردار باشند و جای آنها در بازار کار و خیابانها نیست امروز تحت عنوان "کودکی از مهر جا نماند" فعال است، که باید وسیعتر و قدرتمندانه تر آنرا پیش برد.

دانشجویان، دانش آموزان، معلمان،

این وضعیت بدست توانمند ما انسانهایی که صاحبان اصلی جامعه هستیم و زندگی و جامعه را ما هستیم که میسازیم باید تغییر کند. تا به الان مبارزه ای نفسگیر را در برابر یکی از بیرحم ترین و ضدانسانی ترین حکومتهای سرمایه داری به پیش برده ایم. هر چقدر ما همبسته تر و متشکل تر با خواسته هایی انسانی و رادیکال و پیشرو و عدالتخواهانه در کنار یکدیگر تلاش و مبارزه کرده ایم طبقه حاکم بیشتر از ما هراس داشته است. و با اینکه سعی در سرکوب فعالین دانشجویی، معلمان و کارگری داشته و حتی آنها را به زندان فرستاده، اما جلوی عزم ما را نتوانسته بگیرد. سال تحصیلی جدید باید فرصتی باشد که با بازگشایی دانشگاه و مدارس، ما مبارزه ای هماهنگ و سراسری را چه در سطح دانشگاه ها و مدارس کشور و چه در سطح جامعه و شهرها به پیش ببریم. 

باید همبسته و سراسری علیه سیاست خصوصی سازی و تجاری سازی آموزش، علیه بیگارورزی، علیه تفکیک جنسیتی و حجاب و نسبت به بازداشت فعالین جنبشهای اعتراضی، مبارزات تا بحال را بیشتر گسترش داد. قدرت ما، شامل دانشجویان، دانش آموزان، معلمان، پرستاران، بازنشستگان، کارگران و جنبش 99درصدی های ایران است که میتواند وضعیت ضدانسانی موجود را به نفع انسانیت تغییر دهد و سال تحصیلی جدید فرصتی ست برای پیشبرد تلاش و مبارزه جنبشمان در دانشگاه ها و جامعه بر علیه آیت الله های میلیاردر و حکومت سرمایه داری در ایران.

نه به استثمار، نه به سرکوب

زنده باد مبارزه همبسته دانشجویان، معلمان و کارگران

زنده باد آزادی و برابری، زنده باد سوسیالیسم

سازمان جوانان کمونیست

20 شهریور 1396

11 سپتامبر 2017

ارتباط با سازمان جوانان کمونیست: شماره 0046739681438 در واتس اپ، لاین، وایبر و تلگرام.

تماس با ادمین در تلگرام: @sjktamas

کانال تلگرام https://t.me/jk_org

اینستاگرام سازمان جوانان کمونیست https://instagram.com/Javanan.Komonist

توئیتر سازمان جوانان کمونیست https://twitter.com/javanankomonist

فیسبوک: https://www.facebook.com/cyo.sjk

کانال یوتیوب: https://www.youtube.com/javanankomonist

صفحه گوگل پلاس: https://goo.gl/sCCXVT

سایت: www.cyoiran.com

ایمیل: This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.

اسکایپ: javanan.tamas


? لازم به یادآوریست که تحصن دانشجویان پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران در اعتراض به واگذاری پردیس به موسسات خصوصی و بیرون کردن دانشجویان از پردیس بوده است.
 
 
 
 
 
 
 
 
 

پس از اعلام نارضایتی های قبلی، با فراخوان قبلی اعلام شده امروز شنبه 14اسفند1395 دانشجویان دانشکده ادبیات دانشگاه علامه در اعتراض به تفکیک جنسیتی در ورودی، برخورد نامناسب کارکنان حراست دست به تجمع زدند.

نظراتتان را بصورت کامنت در پایین همین پست و نیز صوتی و کتبی میتوانید از طریق شماره 0046739681438 در واتس اپ، لاین، وایبر و تلگرام هم برای ما بفرستید.
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: Javanan Komonist
اسکایپ: javanan.tamas
صفحه فیسبوک سازمان جوانان کمونیست: www.facebook.com/cyo.sjk
ایمیل: This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.
تماس با ادمین در تلگرام: @sjktamas
کانال تلگرامی سازمان جوانان کمونیست: https://telegram.me/joinchat/BOIwHju5SjiuAM37-ufV2g

امروز گرد آمده‌ایم. شانزده آذر، روزی نامیده از برای ما، تا صدای اعتراض ما در این روز به تمامی طنین‌انداز شود. بیرون از این جا که ما ایستاده‌ایم، پشت حصارهای به ظاهر امن دانشگاه، حوادث و بحران‌ها روز به روز از پی هم می‌آیند و برهم می‌افزایند. ثمرۀ زندگی مادران و پدران ما، در نتیجۀ برآیند چند دهه عمل مشترک قانونگذاران و مجریان، در تکاپوی تأمین هزینه‌...های سنگین حداقلی برای معاش، به یغما رفته است. بیکاری، استثمار و عدم امنیت شغلی بیداد می‌کند. بهداشت، درمان و مسکن بدل به کالاهایی گران‌بها شده‌اند که وسع خریدشان از عهدۀ بسیاری از مردم بیرون است. باری بر نقوش فاجعه بیافزاییم این را که حق فریاد و اعتراض را نیز سلب کرده‌اند و هرجا زمزمه‌ای نیز هست، گوشی شنوای دردهای فراوان رنجبران جامعه نیست. چنین است که عدالت و آزادی، حالا دیگر، توأمانِ هم به محاق رفته‌اند.
اما در این روز که با نام ماست، سر آن داریم که نه‌تنها با صدایی بلندتر از حقوق خویش به مثابۀ دانشجو دفاع کنیم، بلکه از زندگی پایمال‌شدۀ خود در جامعه نیز سخن بگوییم.
امروز تبعیض‌های بنیادین جامعه اعم از تبعیض طبقاتی و جنسیتی به دانشگاه پا نهاده‌اند. بومی‌گزینی، گزینش جنسیتی، هدایت تحصیلی و پولی‌سازی آموزش عمومی، که طبق قانون اساسی باید برای تمام آحاد ملت به رایگان در دسترس باشد، در کنار پدیده‌هایی نظیر گسترش مدارس غیرانتفاعی، مؤسسات آموزشی، کلاس‌های خصوصی و ده‌ها کالای آموزشی دیگر که به شکل‌های نابرابر رقابت تحصیلی دامن می‌زنند، پایه‌های تبعیض را در دانشگاه استوارتر کرده‌اند. تبعات روند کالایی‌سازی آموزش سبب شده است که نه‌تنها فرزندان طبقات فرودست حین تحصیل در دانشگاه تحت فشار هزینه‌های سنگین آموزشی کمر تا کنند، بلکه به تدریج از ورود به دانشگاه محروم شوند یا از سرانجام‌بخشیدن به تحصیلات دانشگاهی خود بازمانند. در این میان، آن که از قطار دوره‌های روزانۀ دانشگاه‌های دولتی جا بماند مجبور می‌شود تا هزینه‌های سرسام‌آوری را برای دوره‌های شبانه و دانشگاه‌های آزاد یا غیرانتفاعی بپردازد، تا علی‌رغم آموزشی کم کیفیت، به امید یافتن شغلی برای تأمین هزینه‌های زندگی مدرکی به دست آورده باشد. و دریغا که این تلاش، به سودای کسب منزلتی نمادین، خود چون فرزندی ناقص‌الخلقه زاییدۀ منطق حاکم است.
طنین اعتراض و مطالبۀ هزاران دانشجو برای ابتدایی‌ترین حقوقشان در سالیان اخیر از هر کناری شنیده می‌شود. سنوات تحصیلی، هزینه‌های روزافزون خوابگاه و تغذیه، شهریه‌های گزاف، واگذاری فضاها و امکانات دانشگاهی به نهادها و سازمان‌هایی بیرون از دانشگاه، واداشتن دانشجویان به کار اجباری و سوءاستفاده‌های علمی از آنان، و در این وانفسا، فشارهای امنیتی و حراستی، جملگی دست‌ها را به هم داده‌اند تا کاردها به استخوان‌ها رسند. اکنون وقت آن رسیده است تا همگان بدانند ما از چه دردی به فریاد آمده‌ایم، ریشۀ این دردها تا کجا می‌رسد و امروز چه می‌خواهیم؟ وقت آن است تا همگان بدانند ما که نه وابستۀ جناح های سیاسی هستیم و نه عضو تشکل‌های قدرت‌ساخته، ما که تنها نام دانشجو را یدک می‌کشیم، کجا ایستاده‌ایم و درگیر کدام وضعیتیم؟
قانون سنوات دست دانشگاه‌ها را برای اخذ هزینه‌های گزاف برای ترم‌های تحصیلی سنواتی و واحدهای افتاده باز گذاشته است. در حالی که بنا به تجربه، برای بهبود کیفیت طرح‌های پژوهشی و آموزشی، 5 سال تحصیلی برای دانشجویان کارشناسی، 3 سال تحصیلی برای دانشجویان کارشناسی ارشد و 5 سال تحصیلی برای دانشجویان دکتری ضروری است. این در حالی‌ست که قانونگذاران و مجریان حاکم بر دانشگاه، با تصویب قوانینی از قبیل قانون سنوات، از قضا فشار را دقیقاً به همان خانواده‌هایی وارد می‌آورند که همزمان تحت فشار قوانین حداقل دستمزد قرار دارند. این چرخه حاصلی جز تشدید محرومیت و فقر برای تولیدکنندگان واقعی ثروت جامعه ندارد.
دانشجویان بسیاری رشته‌ها، قبل از آنکه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شوند، به بهانۀ دوره‌های کارآموزی و کارورزی در کارخانه‌ها، کارگاه‌ها، مؤسسات صنعتی خصوصی، بیمارستان‌ها، درمانگاه‌ها و مراکز به اصطلاح مطالعاتی و پژوهشی با حقوقی ناچیز یا حتی بدون دستمزد، استثمار می‌شوند و سودهای کلان ناشی از کار اضافی اجباری آنان، به جیب‌های کلان‌سرمایه‌داران می‌رود. در کنار آن هزاران فرصت شغلی برای کسانی که باید با حقوق و مزایای کامل، حق بیمه و حق بازنشستگی در همین مراکز مشغول به کار شوند، از دست می‌رود و متقابلاً شمار دهشتناک بیکاران افزون می‌گردد.
دانشگاه، جایی که عموماً می‌پندارند مرکز علم‌آموزی، حقیقت‌جویی و نیز ضامن رفاه و آزادی آیندۀ فرزندان جامعه است، دیگر سال‌هاست که بدل به بازاری برای دلالان و جاعلان علمی شده است. رنج‌نامه‌ای از دزدی‌های علمی، جعل مقالات، سوءاستفاده از طرح‌های پژوهشی دانشجویان برای ترقی و بالا جستن اساتید در مراتب علمی، جذب و گزینش غیرعلمی اعضای هیئت علمی و اخراج اساتیدی که صدای مخالفی با منویات اربابان بالادستی و منافع نظام حاکم دارند و طوماری از این دست، پیکر دانشگاه را مسخ در موجودی نحیف کرده است که دیگر حتی توان دفاع از موجودیتی مستقل از برای خود ندارد، چه رسد به آن که پاسداری از برای حقیقت باشد.
رشد و گسترش پردیس‌های بین‌الملل، افزایش شمار دانشجویان پولی، اعمال سهمیه‌های مختلف، از جمله سهمیه‌هایی برای فرزندان اعضای هیئت علمی، نهادهای امنیتی و موارد خاص، در کنار کاستن سال به سال از تعداد دانشجویان روزانه و کاهش خدمات رایگان آموزشی برای کلیۀ دانشجویان، علاوه بر شکل‌های مختلف تبعیض آموزشی به سود طبقات بالادست و لاجرم به زیان فرودستان، چنان که مختصراً ذکر شد، چنان ضربه‌ای به کیفیت آموزش و پژوهش علمی زده است که تولید انبوهی از صاحبانِ عاری از تخصصِ مدارک دانشگاهی، تنها بخش کوچکی از نتایج فلاکت‌بار آن است.
همچنین صندوق رفاه دانشجویان بر خلاف عنوانش، کارکردی جز بدهکارکردن دانشجویان به نظام بانکی کشور نداشته است. تفاهم‌نامۀ صندوق رفاه دانشجویان و صندوق کارآفرینی امید موجب آن شده است که دانشجو بابت استفاده از امکاناتی که بنا به عرف و مطابق با معیشت متعارف حق اوست، در نظام بانکی کشور بدهکار تلقی شود و حق استفاده از سایر اعتبارات بانکی را از دست بدهد. بودجه‌ای که باید صرف رفاه و معیشت کلیۀ دانشجویان شود، به وام‌های اشتغال و کارآفرینی استحاله شده و فقط در اختیار اقلیّتی از دانشجویان قرار می‌گیرد. نگاه سیاست‌گذاران صندوق کارآفرینی امید، نگاهی مبتنی بر حصول حداکثر سود است. این نگاه با ماهیت صندوق رفاه که در واقع بخشی از صندوق‌های تأمین اجتماعی به شمار می‌اید، سازگار نیست. چنین است که استیلای صندوق کارآفرینی امید بر صندوق رفاه دانشجویان موجب از بین رفتن امنیت اقتصادی دانشجویان شده است.
تبعیض جنسیتی، در قالب سهمیه‌بندی جنسیتی رشته‌های دانشگاهی، کنترل و فشار مضاعف در حوزۀ آزادی‌های فردی و پوشش دختران دانشجو، حجاب اجباری در خوابگاه‌ها، محدودیت‌های بیشتر در رفت و آمد و ساعت‌های ورود و خروج به خوابگاه‌های دختران، برخوردهای سلیقه‌ای حراست با دختران دانشجو از طریق تماس‌های تهدیدآمیز و ایجاد فضای ارعاب نزد ایشان، نگاه قیم‌مآبانۀ مسئولان و سوءاستفاده از روابط عاطفی خانواده‌ها برای محدودسازی بیشتر دختران، تحت فشار قرارگرفتن دانشجویان دختر از جانب برخی اساتید، معاونان آموزشی و کارکنان دیگر دانشگاه برای روابط خارج از عرف - که خود جلوۀ دیگری از نگاه ابزاری به زنان در جامعه است - و ده‌ها مورد ریز و درشت دیگر نمود یافته است، و طرفه آنکه این همه همواره به بهانه‌هایی همچون تامین امنیت و مصلحت دختران دانشجو اتفاق می‌افتد. اما ناگفته پیداست که این‌ها هیچ یک معنایی جز نفی بداهت این واقعیت ساده ندارند که زن، به مثابۀ نوع انسان، خود توان درک موقعیت و تصمیم‌گیری در مورد امور مربوط به خویش را دارد. دخالت بی‌دلیل خوابگاه و دانشگاه در زندگی شخصی دختران نمی‌تواند جز زیر سوال بردن استقلال فردی، آزادی عمل و عزت نفس دانشجویان دختر، هدفی با خود داشته باشد.
صدای اعتراض دانشجویان که چیزی جز حقوق بنیادین خود نمی‌خواهند، گویا بر اربابان، مدیران، سیاست‌گذاران و مجریان قوانین تبعیض‌آمیز بسیار گران آمده است. کمیته‌های انضباطی و حراست دانشگاه‌ها و دوشادوش آنان نهادهای امنیتی بیرون از دانشگاه، برای خاموش‌کردن صدای مستقل دانشجویان تمام‌قد ایستاده‌اند و به واسطۀ تهدیدهای مکرر دانشجویان معترض و خانواده‌هاشان، احضارهای گاه به گاه، پرونده‌سازی، صدور احکام انضباطی و ده‌ها حربۀ امنیتی دیگر، چکمه بر گلوی دانشجویان فشرده‌اند. بی‌خبر از آن که صدای حق‌طلبی، عدالت‌خواهی و آزادی‌خواهی دانشجویان با هیچ سرکوبی خاموش‌کردنی نیست.
شوراهای صنفی، این تنها تشکل برآمده از رای مستقیم دانشجویان که البته وامدار هیچ جریان سیاسی‌ای پشت درهای دانشگاه نیست، در شرایط کنونی پرچمدار اعتراضات دانشجویی و پژواکده صدای مستقل دانشجویان است. داشتن چنین جایگاه و کارکردی موجب شده است که مسئولان وزارت علوم بر سر راه اتحاد و عمل مشترک شوراهای صنفی سراسر کشور به نحوی مداوم سنگ‌اندازی کنند.
بله؛ می‌دانیم و می دانند تنها با تشکل‌یابی فراگیر شوراهای صنفی می‌توان در برابر برنامه‌ها و قوانین دانشجوستیز ایستاد، و البته که باید چنین کرد.
در کنار نهاد شورای صنفی، تلاش برای استقلال دانشگاه از قدرت و سرمایه و نیز تقویت نگاه انتقادی مستقل از قدرت و زدوده از ایدئولوژی حاکم، تنها دریچۀ امید برای بیرون‌شدن از وضعیت اسفناک فعلی است. در عین حال اعتراضات صنفی دانشجویی بایستی به مبارزات برحق کارگران، معلمان، زنان و تمام محذوفان و مطرودان اجتماع بپیوندد و کلیت ساختار و برنامه‌های کلان اقتصادی سیاسی را که تجاری‌سازی آموزش نیز بخشی از تبعات آن است به نقد بکشد. بدون این همراهی و پیوند، مقاومت در برابر این سیل بنیان‌برانداز که هستی دانشجو، کارگر، معلم، زن و تمام فرودستان را تهدید می‌کند، غیرممکن می‌نماید.
جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های ایران
شانزدهم آذر ماه 
1395

 

زنده باد مبارزات همبسته و سراسری

زنده باد آزادی، برابری و زنده باد سوسیالیزم

 

سازمان جوانان کمونیست

15 آذر 1395

30 نوامبر 2016

 

نظراتتان را بصورت کامنت در پایین همین پست و نیز صوتی و کتبی میتوانید از طریق شماره 0046739681438 در واتس اپ، لاین، وایبر و تلگرام هم برای ما بفرستید.
اینستاگرام: javanan.komonist
توئیتر: Javanan Komonist
اسکایپ: javanan.tamas
ایمیل: This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.
ارسال نظر صوتی و کتبی و تماس با ادمین در تلگرام: @sjktamas
با کانال تلگرامی سازمان جوانان کمونیست همراه شوید و دوستانتون رو هم دعوت کنید!
https://telegram.me/joinchat/BOIwHju5SjiuAM37-ufV2g

Page 1 of 2

connect1